انشا صدای وزش باد پاییزی صفحه 37 نگارش پنجم

انشا صدای وزش باد پاییزی صفحه 37 نگارش پنجم

احساس خود را از شنیدن صدای وزش باد پاییزی بنویسید نگارش پنجم

انشا صدای وزش باد پاییزی صفحه 37 نگارش پنجم

انشا درباره صفحه 37 نگارش پنجم باد پاییزی

آخرین روز را از فصل تابستان سپری می شد و فردا اول مهرماه و اول فصل پاییز است. پاییز که درختان در آن لباس زرد رنگ بر تن دارند. شب را سپری کردم و بر روی تخت خوابم دراز کشیدم و به خواب رفتم. کمی بعد متوجه شدم هوا گرم است و بیدار شدم پنجره را باز کردم. هیچ صدایی نمی آمد و راحت تا اوایل صبح خوابیدم.

حالت خواب و بیدار بودم که صدای تق تق می آمد اول اهمیت ندادم و خوابم را ادامه دادم اما صدا زیادتر شد. فکر کردم مادرم من را برای رفتن به مدرسه بیدار می کند اما یک چشمی بیرون را نگاه کردم دیدم هوا هنوز آنقدر روشن نشده و با صدای بلند گفتم لطفا بزارید بخوابم هنوز برای مدرسه زود است.

کمی گذشت و باز هم تق تق پنجره می آمد. عصبانی شدم و گفتم فایده ندارد بیدار شدم. چشمم به پنجره ای که دیشب باز کرده بودم خورد و متوجه شدم تق تق کار پنجره بوده. به نزدیک پنجره رفتم باد ملایمی می آمد. آری این اولین باد از اولین روز فصل پاییز اس. اغراق هم نکنم بادی بوی خوبی را همراه خود آورده بود. سرم را از پنجره بیرون بردم که باد به سر و صورتم بخورد و خواب از سرم بپرد. دیگر خوابم نمیامد صندلی را آوردم و در کنار پنجره نشستم تا صبح شود. عجب باد ارام و ملایمی می آمد. صدای باد واقعا آرامش بخش بود آن هم باد پاییزی. ین صدای وزش باد اولین روز از فصل پاییز بود که بیدارم کرد.

احساس خود را از شنیدن صدای وزش باد پاییزی بنویسید

انشا صفحه 37 درس 6 نگارش پنجم

 

گردآوری توسط: مرجع انشا ensha.org

اخطار:

کپی برداری از مطالب “مرجع انشا” در سایت ها و وبلاگ ها ممنوع می باشد در صورت مشاهده مراتب به سایت ساماندهی و همچنین به DMCA Report از طریق گوگل گزارش داده خواهد شد. استفاده در مدارس و مکان های آموزشی هیچ مانعی ندارد.

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *