بازنویسی مثل اب که یکجا ماند می گندد صفحه 39 دهم

بازنویسی مثل اب که یکجا ماند می گندد صفحه 39 دهم

مثل نویسی صفحه 39 دهم آب که یکجا ماند می گندد

 

 

بازنویسی مثل اب که یکجا ماند می گندد صفحه 39 دهم

 

مثل های زیر را بخوانید سپس یکی را انتخاب کنید و آن را گسترش دهید.

بازآفرینی آب که یکجا ماند می گندد.

 

داستان 1 درباره آب که یکجا ماند می گندد

مردی 30 سال سرکار میرفت و بالاخره بازنشسته شد و به خانه آمد.

چند سالی در خانه برایش لذت داشت و اما بعد از مدتی حوصلش سر می رفت

و به همه کس و همه چیز گیر می داد. به پسرانش گیر می داد و به دختر و حتی زنش.

اخلاقش تند شده بود و همش عصبانی بود.

برای خودش توی اتاق یک تخت خواب درست کرده بود و از صبح تا شب روی آن تخت می خورد و می خوابید.

یک روز زنش بهش گفت که ای مرد بعد از سی سال اکنون خانه نشین شده ای.

روزها به بیرون برو و خودت را اسیر خانه نکن. همش یکجا باشی خسته میشوی.

آب هم یکجا بماند می گندد. مرد عصبانی شد و دادوهوار کرد.

تا اینکه یکی از پسرانش عصبانی شد و گفت چند سال است

که زندگی را بر ما حرام کرده ای و  همش عصبانی هستی و تندخویی میکنی.

به خودت رحم نمیکنی لااقل به مادرمان رحم کن. مرد ناراحت شد و به اتاق رفت.

جلوی آیینه رفت و دید که پیر و فرتوت شده است و پیش خودش زیر لب زمزه کرد :

آب یکجا بماند می گندد و یاد حرف زنش افتاد.

تصمیم گرفت که از فردا بیرون برود و آب و هوایی عوض کند تا بتواند به زندگی اش نور ببخشد.

 

داستان 2 آب که یک جا ماند می گندد

هرچیزی که یمجا بماند می گندد حتی انسان.

اگر انسان بدون هیچ فعالیتی یکجا باشد و کاری نکند حوصله اش سر میرود و پیر و پیرتر میشود.

در روزگاران قدیم، مردمانی در شهر زندگی خوب خوشی داشتند، پادشاه مهربانی بود که تمام طول عمر خودش را وقف رفاه مردم کرده است. یک روز صبح پادشاه از دنیا میرود و میمیرد.

بعد از مرگ پادشاه ، پسرش که آدمی بداخلاق و تند و زورگو بود جانشین پدرش شد. همین اول کار دستور داد که آب چشمه ها، قنات ها را بر روی مردم شهر ببندند. مردم شهر که تحمل پادشاه و تشنگی را نداشتند و آواره کوه و دشت و شهرهای دیگر شدند.

بعد از چند ماه شهر خالی از سکنه شد و هیچ کسی در شهر نماند. پادشاه دستور داد که از آب قنات و چشمه ها برایش بیاورند. برایش آب اوردند وقتی آب را جلوی دهانش برد که بنوشد بوی خیلی بدی داشت، یکی از مقامات را صدا کرد و علت بوی بد آب را پرسید.

او جواب داد : آب که یکجا بماند می گندد.

 

معنی اصلی مثل : انسان بدون تلاش ، بدون کار و زندگی در هیچ جایی پیشرفت نخواهد کرد.

کسی که بیهوده عمرش را تلف میکند بداخلاق و اخمو است.

هرچیزی که در یکجا باشد و هیچ تحرک و فعالیتی نداشته مثل آب میگنند.

 

بازنویسی مثل آپدیت 10 اردیبهشت 98:

به پا خیز برو! سرافکندگی است برای تو که بمانی. از هر سو تو را می خوانند: خورشید و ابر و باران، نسیم و زمین و برگ. در انتظار کدام بهاری که تو را بشکفد. تو شکفته ای؛ کافی است چندی سر برآوری و ببینی. 

نمان! که ماندنت تو را جز به فنا نمی کشاند. آن گاه که می مانی مرگت آغاز می شود. و مرگ نه به نجنبیدن جسم توست که  به سقوط فکر و اندیشه در دایره جمود و بستگی است. 

زمانی که نتوانی ببینی کوری با چشمانی باز. زبان داری نمی گویی، گوش داری نمی شنوی، پا داری نمی روی می ایستی و در تکرار بی نهایتت می مانی. از چشمانت به جز حسرت نمی بارد.

پیر می شوی و نمی دانی که هر آن بر سر پرتگاه هلاک بر تو چه می گذرد! آب می شوی چون شمع؛ اما پای رفتنت نیست؛ چرا که در خود مانده ای ودر مانده خویشتن شده ای! در خود فرو می روی و در ژرفایت گم می شوی.

تمام وجودت نشان از درماندگی ات می دهد. احساس می کنی چیزی برایت نمانده است. حتی خودت! جرعه جرعه در دهان نیستی فرو می روی و چیزی نمانده است که به یکباره دود شوی و از هستی ات چیزی نماند.

ناگاه در می یابی که در گردونه نیستی می چرخی و تنها می چرخی! هیچ نشانی از پیشروی ات نیست.

مانده ای و سعی ات به صفر رسیده است. خلجانی در جانت افتاده است. می دانی که صفر لایقت نیست.

تو باید بگذری از آن چه که تو را نگه داشته است. پای بندت کرده است. مگر می شود انسان باشی و در وجودت منجمد بمانی!؟ سست و سنگین بی جان و سرد!؟ 

چنین قفس نه سزای من خوش الحانی است… پس باید پرید باید رهید از این خفت از این بیزاری…!!

دور شد از این قفس تنگ و شکست آن چهار دیواری سکون و ننگ !

از دوشت بیافکن آن بار گران را. سبک شو و پران و بر بال های آسمان بنشین و در بیکرانگی ها بال بگشا؛ چرا که بی نهایت در انتظارت نشسته است. 

برو تا جاودان بمانی .‌‌..!

 

نویسنده: عبدالغفار رحیمی دبیر دبیرستان های شهرستان بستک- هرمزگان 

مثل نویسی اب که یکجا ماند می گندد صفحه 39 نگارش دهم

 

گردآوری توسط: مرجع انشا ensha.org

اخطار:

کپی برداری از مطالب “مرجع انشا” در سایت ها و وبلاگ ها ممنوع می باشد در صورت مشاهده مراتب به سایت ساماندهی و همچنین به DMCA Report از طریق گوگل گزارش داده خواهد شد. استفاده در مدارس و مکان های آموزشی هیچ مانعی ندارد.

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *